ای خون اصیلت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده و آنگاه
بر دیده ما ریخته در اشک روانان
بر خاک بلا ریخته این خون شریفت
چون لاله به هر گوشه دشت شقایقان
بر نیزه سرت رفته ولی باز در آنجا
تفسیر شده آیه آیات قرانان
ای کشته به غم قامت تو خم شده اما
فریاد تو پیچیده به گوش زمانان
ای آینه صاف زلال از همه تزویر
افشانده به آفاق تو انوار تو پنهان
ای خون خدا ، ای شه مظلوم دلیری
برخیز و بزاران غم ما را به جهانان
ای قافله سالار شهیدان جهان را
از کرب و بلا آمده امروز به ایران
ای منزوی از سوز دل و اشک فشان
بهر تو بخواند غزلی از دل و جانان
حسین منزوی
ارسال نظر